تبلیغات
عشق و بی وفایی - بهار بهار
پیغام مدیر
ای دوستان

عشق تو نگاه های پر هوس نیست. عشق تو دستای گرم نیست. عشق تو بستر آلوده به خون نیست. عشق تو چشم های بی قراره. عشق تو نگاه های منتظره. عشق تو شرمی که حتی نگاهش رو از محبوبش می دزده. عشق تو همراهی با یاره. عشق تو حرفایی که هیچ وقت زده نمی شه.

لوگوی ما

كد لوگوی وبلاگ :
آرشیو ماهیانه
آمار وبلاگ
آخرین بروز رسانی :


بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید:
کل مطالب :
  

لینک باکس (عشق و بی وفایی)

 

بهار بهار 

بهار بهار

بهار بهار
صدا همون صدا بود

 
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

 
بهار بهار

 
چه اسم آشنایی ؟

صدات میاد ... اما خودت كجایی
 
وابكنیم پنجره ها رو یا نه ؟

 
تازه كنیم خاطره ها رو یا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از قصل شكفتنم كرد

 
بهار اومد با یه بغل جوونه

 
عید آورد از تو كوچه تو خونه

 
حیاط ما یه غربیل

 
باغچه ما یه گلدون

 
خونه ما همیشه

 
منتظر یه مهمون

 
بهار اومد لباس نو تنم كرد

 
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی

یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا كه مثل قصه ها بود
 
خواب و خیال همه بچه ها بود

 
آخ ... كه چه زود قلك عیدیامون

وقتی شكست باهاش شكست دلامون

 
بهار اومد برفارو نقطه چین كرد
خنده به دلمردگی زمین كرد

چقد دلم فصل بهار و دوست داشت

واشدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا كرد

من و با حسی دیگه آشنا كرد

 
یه حرف یه حرف ? حرفای من كتاب شد

حیف كه همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم ? هنوز دلم جوون بود

كه صب تا شب دنبال آب و نون بود

 


+ نوشته شده توسط مهسا   در: دوشنبه 2 فروردین 1389    با موضوع:  
نظرات ()