تبلیغات
عشق و بی وفایی - می خواهم تو را
پیغام مدیر
ای دوستان

عشق تو نگاه های پر هوس نیست. عشق تو دستای گرم نیست. عشق تو بستر آلوده به خون نیست. عشق تو چشم های بی قراره. عشق تو نگاه های منتظره. عشق تو شرمی که حتی نگاهش رو از محبوبش می دزده. عشق تو همراهی با یاره. عشق تو حرفایی که هیچ وقت زده نمی شه.

لوگوی ما

كد لوگوی وبلاگ :
آرشیو ماهیانه
آمار وبلاگ
آخرین بروز رسانی :


بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید:
کل مطالب :
  

لینک باکس (عشق و بی وفایی)

 

می خواهم تو را 

http://www.sofianegronblog.com/wp-content/uploads/2009/01/couple_hugging_beach.jpg

 

می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه ، تو واژه ها اسیرم


می خوام تو رو که باشی ، تو دم دم نفس هام
تو لحظه های دردم ، محکم بگیری دستام


می خوام تو رو که باشی حتی اگه نباشم
حتی اگه تو رویا ، خیال رفته باشم


می خوام تو رو که باشی ، گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی ، من عاشق تو بودم

از من بخواه که باشم ، کم نیارم تو دستات
پرپر بشم تو حس ناز لطیف چشمات


از من بخواه که باشم ، بودنی رنگ موندن
حست کنم تو رگ هام عین ترانه خوندن


از تو می خوام که باشی ، باشی و باشه یاور
تو لحظه هام بمونی تا دمدمای آخر


از تو می خوام که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز بمیرم ، اگه یه روز بمیرم
اگه یه روز بمیرم ، رو شونه ی تو باشه



 

1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif

همیشه فرصت نداری بگی دوست دارم

 درخت همیشه پرستو رو دوست داشت.

از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشستدوستش داشت.هر روز صبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارماما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به همه میداد,درخت هرچی سعی میکردبه پرستو بگه دوستش داره چیزی جلوشو میگرفت .شاید خجالت .

خودش هم نمیدونست  اون چیه.

 فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.

 "فردا حتما بهش میگم"

 ولی باز هم فردایی دیگر...

 یک روز از سرما به خود لرزید.  ...... بغض گلوشو گرفت , انگار یخ زده بود ,نه از سرما.

 پرستو رفته بود


+ نوشته شده توسط مهسا   در: یکشنبه 22 آذر 1388    با موضوع:  
نظرات ()