تبلیغات
عشق و بی وفایی - اصفهانی و سرعت زیاد
پیغام مدیر
ای دوستان

عشق تو نگاه های پر هوس نیست. عشق تو دستای گرم نیست. عشق تو بستر آلوده به خون نیست. عشق تو چشم های بی قراره. عشق تو نگاه های منتظره. عشق تو شرمی که حتی نگاهش رو از محبوبش می دزده. عشق تو همراهی با یاره. عشق تو حرفایی که هیچ وقت زده نمی شه.

لوگوی ما

كد لوگوی وبلاگ :
آرشیو ماهیانه
آمار وبلاگ
آخرین بروز رسانی :


بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید:
کل مطالب :
  

لینک باکس (عشق و بی وفایی)

 

اصفهانی و سرعت زیاد  

اصفهانی و سرعت زیاد

اصفهانیه داشته توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ كیلومتر در ساعت می رفته كه پلیس با دوربینش شكارش می كنه و ماشینشو متوقف می كنه. پلیسه میاد كنار ماشینو میگه: گواهینامه و كارت ماشینو بدین.

اصفهانیه میگه: من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. كارتا ایناشم پیشی من نیست. من صَحَبی ماشینا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب.. حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتین.

پلیسه كه حسابی حیرت زده شده بوده بیسیم میزنه به فرمانده اش و عین قضیه رو تعریف می كنه و درخواست كمك می كنه. فرمانده اش هم میگه تو كاری نكن من خودم دارم میام.

فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل میرسونه و به راننده اصفهانی میگه: آقا گواهینامه؟ اصفهانیه گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره میده به فرمانده. فرمانده میگه: كارت ماشین؟ اصفهانیه كارت ماشین كه به نام خودش بوده رو از تو جیبش در میاره میده به فرمانده. فرمانده میگه: در صندوق عقبو باز كن.. اصفهانیه درو باز میكنه و فرمانده میبینه كه صندوق هم خالیه.

فرمانده كه حسابی گیج شده بوده، به اصفهانیه میگه: پس این مأمور ما چی میگه؟!

اصفهانیه میگه: چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخاد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟


+ نوشته شده توسط مهسا   در: چهارشنبه 27 آبان 1388    با موضوع:  
نظرات ()