تبلیغات
عشق و بی وفایی - سكس یا زندگی
پیغام مدیر
ای دوستان

عشق تو نگاه های پر هوس نیست. عشق تو دستای گرم نیست. عشق تو بستر آلوده به خون نیست. عشق تو چشم های بی قراره. عشق تو نگاه های منتظره. عشق تو شرمی که حتی نگاهش رو از محبوبش می دزده. عشق تو همراهی با یاره. عشق تو حرفایی که هیچ وقت زده نمی شه.

لوگوی ما

كد لوگوی وبلاگ :
آرشیو ماهیانه
آمار وبلاگ
آخرین بروز رسانی :


بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید:
کل مطالب :
  

لینک باکس (عشق و بی وفایی)

 

سكس یا زندگی 

زندگی بدون اعمال جنسی می تواند در دنیا به وجود آید، انسان ها می توانند به فراسوی سكس بروند، ولی فقط با فهمیدن كامل سكس و آشناساختن كامل خود با آن. انسان ها فقط با درك درست و كامل معنی سكس، كانال های آن و شناخت كامل ساختار سكس است كه می توانند از این نیرو رها گردند. شما نمی توانید با بستن چشم های خود بر روی یك مشكل، خودتان را از آن آزاد گردانید. فقط یك انسان دیوانه می تواند فكر كند كه با بستن چشمانش، دشمن ازبین خواهد رفت. شترمرغ در كویر چنین فكر می كند. شترمرغ سرش را درون ماسه ها پنهان می كند و چون دیگر نمی تواند دشمن را ببیند، فكر می كند كه دشمن وجود ندارد.

این نوع منطق برای شترمرغ قابل بخشش است، ولی در مورد انسان ها قابل بخشش نیست.

تاجایی كه به سكس مربوط است، انسان تاكنون بهتر از شترمرغ عمل نكرده است.

مردم می پندارند كه با بستن چشم هایشان بر روی سكس، با نادیده انگاشتن آن، سكس ازبین خواهد رفت.

اگر با بستن چشم ها چیزها ازبین می رفتند، زندگی بسیار آسان می بود. ولی با بستن چشم ها هیچ چیز ازبین نمی رود. برعكس، این نشان آن است كه ما از چیزی می ترسیم، یعنی كه هرآنچه كه باشد، قوی تر از ما است.

ما چون احساس می كنیم كه نمی توانیم بر آن پیروز شویم، چشمان خود را بر روی آن می بندیم.

همین بستن چشم ها، نشان ناتوانی است. در مورد سكس، تمام بشریت چشمانش را بسته است.

بشریت نه تنها چشمانش را بر روی آن بسته است، بلكه وارد انواع جنگ ها با آن شده است.

نتایج زیان بار این جنگ با سكس در سراسر دنیا به خوبی مشهود است.

نودوهشت درصد از بیماری های روانی انسان به سبب سركوب نیروی جنسی است.

در زن ها، نودونه درصد عصبیت ها و بیماری های مربوط به آن  به دلیل سركوب جنسیت است.

اگر مردم بسیار بی قرار هستند، بسیار برآشفته، بدبخت و رنجوراند، به این سبب است كه بدون درك این انرژی بسیار قوی درزندگی، به آن پشت كرده اند. و این، سبب نتایج معكوس می شود.

اگر به ادبیات انسان ها نگاه كنیم... اگر یك موجود فضایی از كرات دیگر بیاید یا میهمانانی از كره ی ماه یا مریخ به اینجا بیایند و به ادبیات ما نگاه كنند، كتاب های ما را بخوانند و شعرهای ما را گوش بدهند و نقاشی های ما را ببینند،

در شگفت خواهند شد. آنان از این تعجب خواهند كرد كه تمام هنر و ادبیات ما حول محور سكس است.

" چرا تمام اشعارو داستان های انسان ها از سكس اشباع شده است؟ چرا روی جلد هر مجله تصویر زنی برهنه قرار دارد؟ چرا تمام فیلم ها انسان های برهنه را نشان می دهند؟" آنان حیرت خواهند كرد.

یك میهمان فضایی در شگفت خواهد شد كه چرا انسان ها به هیچ چیز دیگر غیر از سكس
فكر نمی كنند؟

حیرت آنان بیشتر خواهد شد اگر با یك انسان ملاقات كنند و با او سخن بگویند، زیرا آن انسان فقط از روح، از خداوند، از بهشت و رستگاری سخن خواهد گفت و یك كلام هم در مورد سكس نخواهد گفت!

درحالیكه تمام شخصیت و محیط اطراف او سرشار از سكس است. آنان در شگفت خواهند شد كه چرا هزار و یك تلاش دیوانه وار برای ارضای چیزی انجام می گیرد، ولی حتی یك كلام هم در موردش سخن گفته نمی شود!

ما انسان را منحرف كرده ایم و این را نیز با نام هایی خوب انجام داده ایم. ما در مورد زندگی بدون اعمال جنسی

سخن می گوییم، ولی هرگز تلاش نمی كینم كه نخست انرژی جنسی انسان را درك كنیم.

چیزی كه بعدها با آزمایشاتی، می توانیم آن را تبدیل كنیم.

بدون اینكه این انرژی حیاتی اساسی را درك كنیم، تلاش ها و آموزش های ما برای سركوب كردن و منضبط ساختن آن فقط می تواند به ما كمك كند كه دیوانه و بیمار شویم. ولی ما هیچ توجهی به این نكته نكرده ایم.

انسان ها هیچگاه به قدر امروز بیمار، عصبی ، مفلوك، ناشاد و مسموم نبوده اند.

روزی از كنار بیمارستانی می گذشتم. روی تابلویی خواندم: "مردی كه عقرب او را گزیده بود در اینجا تحت درمان بود:  او یك روزه درمان و مرخص شد."

" مردی دیگر را مار گزیده بود: ظرف سه روز در مان شد و خوشحال و سالم به خانه رفت."

"مرد دیگری را سگی هار گاز گرفته بود:

او ده روز است كه تحت درمان است و بهبود زیاد پیدا كرده و به زودی مرخص خواهد شد."

"خبر چهارم این است كه هفته ها پیش، انسانی توسط انسان دیگری گاز گرفته شده بود:

او هنوز بیهوش است و هیچ امیدی به بازگشت او وجود ندارد!"

تعجب كردم! آیا گاز انسان می تواند چنین سمی باشد؟

اگر به انسان ها نگاه كنیم، می توانیم این را ببینیم.

انسان ها مقدار زیادی سم در درون خود انباشت كرده اند.

و دلیل عمده ی این انباشت سازی سم این است كه ما طبیعت خودمان را نپذیرفته ایم. ما كوشیده ایم تا طبیعت خودمان را سركوب كرده و با زور آن را بشكنیم.  هیچ تلاشی برای متحول كردن و پالایش این انرژی انسانی انجام نشده است.

ما با زور روی آن انرژی نشسته ایم و در درون، همچون ماده ی مذاب آتشفشان در حال جوشیدن هستیم.

این انرژی همواره سعی دارد از درون فشار بیاورد، سعی دارد هرلحظه ما را سرنگون كند.

و آیا می دانید كه با داشتن كمترین فرصت، چه بر سر شما خواهد آورد؟

فرض كنید كه هواپیمایی دچار سانحه شده است. شما در نزدیكی هستید و به صحنه ی تصادف
می شتابید.

وقتی بدنی را در صحنه می بینید، نخستین چیزی كه به ذهنتان می آید چیست؟

"آیا این شخص هندو است یا مسلمان؟"

نه.

"آیا این شخص هندی است یا چینی؟"

نه.

ظرف كسری از ثانیه، اولین و فوری ترین كاری كه می كنید این است كه ببینید آن بدن یك زن است یا یك مرد.

آیا آگاه هستید كه چرا این پرسش نخست به ذهن می آید؟ این به سبب جنسیت سركوب شده است.

این سركوب جنسی است كه شما را از تفاوت بین یك زن و یك مرد آگاه می كند. می توانید نام، صورت و ملیت كسی را از یاد ببرید __ اگر كسی را ملاقات كرده بودید، شاید نامش، چهره اش، طبقه اش، سنش و مقامش را فراموش كرده باشید __ ولی هرگز جنسیت او را ازیاد نخواهید برد. انسان هرگز ازیاد نمی برد كه كسی مرد بوده یا زن. چرا؟

وقتی كه همه چیز را در مورد یك نفر ازیاد می برید، چرا نمی توانید این جنبه را نیز از حافظه تان پاك كنید؟

به این سبب است كه آگاه بودن از جنسیت بسیار زیاد در ذهن و روند افكار شما حضور دارد.

سكس همیشه حاضر و همیشه فعال است.

تا زمانی كه این دیوار، این فاصله بین زن و مرد وجود دارد، این زمین، این دنیا هرگز نمی تواند سالم باشد.

تا زمانیكه این آتش سوزان در درون ما شعله ور است و ما همچنان روی آن محكم نشسته ایم، این دنیا هرگز روی صلح و آرامش نخواهد دید. باید تقلا كنید كه هر روز و هرلحظه آن را سركوب كنید. این آتش ما را می سوزاند، زندگی ما را به خاكستر تبدیل می كند.
ولی حتی با این وجود، ما حاضر نیستیم به درون این آتش نگاه كنیم.

به شما می گویم، اگر این آتش را درك كنید، یك دشمن نیست، یك دوست است.

اگر این آتش را بفهمید، شما را نخواهد سوزاند. می تواند خانه هایتان را در زمستان گرم كند،
می تواند غذایتان را بپزد، می تواند مفید باشد و می تواند در زندگی دوست شما باشد.


+ نوشته شده توسط مهسا   در: چهارشنبه 27 آبان 1388    با موضوع:  
نظرات ()