عشق تو نگاه های پر هوس نیست. عشق تو دستای گرم نیست. عشق تو بستر آلوده به خون نیست. عشق تو چشم های بی قراره. عشق تو نگاه های منتظره. عشق تو شرمی که حتی نگاهش رو از محبوبش می دزده. عشق تو همراهی با یاره. عشق تو حرفایی که هیچ وقت زده نمی شه.
لینک باکس (عشق و بی وفایی)
آموختم
من آموختم، باید با زندگی ساخت
باید کنار آمد باید رقصید باید چرخید!
آموختم باید بی حیا شد با عشق
باید بی حوصله شد با خشم
باید قهر کرد، ولی شیرین!
باید شاد شد، ولی عمیق!
آموختم باید کار کرد و بی کار شد
باید گرفت و رها کرد
بدست آورد و از دست داد
و خواهش کرد و منت نگذاشت
من آموختم هر قفلی را باید کلیدی داشت
در دست، در عقل یا که در دل!
روانشناسی شخصیت
چه سئوالاتی در جلسات خواستگاری باید مطرح شود ؟
چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود:
من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید .
جالبه!!!!!!!!!!!
از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد
نه آنچه را که آرزو داری ، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار
هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو ، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد
خداوند اگر آرزویی در تو قرار داده ، بدان توانایی آن را در تو دیده است
باران رحمت خدا همیشه می بارد ، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم
دوست داشتن یک نوع باوره ، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند ، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان
زندگی حکمت اوست ، زندگی دفتری از حادثه هاست ، چند برگی را تو برگ می زنی و مابقی را قسمت
منبع :رهپویان وصال
یارو می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه.
یارو می گه دادین كه می خواین؟
یه دقیقه سکوت به احترام همه ی اون اس ام اس هایی که هیچ وقت به مقصد نرسیدند
بی شک آسمان خدا با این همه ستاره یک تیم برنده است . ..
خواستم یه اس ام اس توپ برات بفرستم ، وسط راه منفجر شد
یارو سوار مترو میشه تفنگ در میاره به راننده مترو میگه برو دبی !!!
ازیارو میپرسن شراب زندگی یعنی جه ؟
میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!
اگر همسفر عشق شدی...
قربونت کرایه ما رو هم حساب کن !
:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .: .-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: .
كاش كور بودی می فهمیدی چی نوشتم !!!
یارو خونه ش توی بینهایت بوده ,شبا از صدای برخورد خطوط موازی خوابش نمی برده
به یارو میگن: نفت طلای سیاه است یارو فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش
یارو چندسال میره سربازی كارتشو كه میدن میگه: ای بابا اینو كه دارم گواهینامه میخوام
پلیس راهنماییی جلو یارو رو می گیره............ میگه: كارت ماشین، گواهینامه، معاینه فنی، بیمه... یارو میگه: چیكار كنم؟ جمله بسازم؟
می دونی فرق تو با موهات چیه؟ موهاتو میشه اصلاح كرد ولی تو را عمراً
نکته
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه دقت و جرات لازم است.و گرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.
کسی که عشق رهایش می کند ،بودنی است که نمی داند چگونه باید باشد
فداكاری را همواره باید پنهان داشت نه تنها از دیگری بلكه از خود تا خود هم آن را به یاد نیاوری به آن نیندیشی
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده!
خوشبختی ما در سه جمله است
تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا
ولی ما با سه جمله دیگر زندگیمان را تباه میکنیم
حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
پاکی
پلیدی
پوچی
این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفشهای او راه بروم.
داستان بیسکویت سوخته
زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب
درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن
یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب
تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم
آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت
دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روز ام در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم
گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد.
وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی
می کرد. و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: ((عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.)) بعداً همان شب، رفتم که
بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت:
((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!))
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و افراد دارای کاستی هست. من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها را
درست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر–
و انتخاب جشن گرفتن تفاوت های یکدیگر– یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد.
و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آن ها را به خدا واگذار کنی.
چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.
ما می توانیم این را به هر رابطه ای تعمیم دهیم. در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر-همسر یا والدین-فرزند یا برادر-خواهر یا دوستی!
((کلید دستیابی به شادی تان را در جیب کسی دیگر نگذارید- آن را پیش خودتان نگهدارید.))
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آره، از نوع سوخته حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!
و لطفاً این داستان را برای کسی که زندگی تان را ارزشنمد کرده است بفرستید... من الآن این کار را انجام دادم.
(برگردان از متن انگلیسی – صنایعی)
حتی اگر
حتی اگر لبهایت انحنای خندیدن رابلد نیستند
حتی اگر لبخندت ژست خشک وتانخورده ی آدم بزرگ ها رابهم بزند
بخند
حتی اگر لبخندت را لای پوشالی ترین دلیل بپیچند
حتی اگرلبخندت لای هزارخاطره خاک بخورد
بخند
حتی اگر اناربه ماه جشمانت به انتظار ریزش باشد
حتی اگر سیب سرخ نگاهت دچارکرم های حسرت شده است
بخند
حتی اگربغض های آجری سقف کوتاه دلت را زیرآوار درد خرد کرده است
بخند
حتی اگر آخرین بهارت باشد
آخرین آرزوهایت
بخند
حتی اگر
سایه دیگر ازخورشید پیروی نکند
آسمان بوی دودبگیرد
عشق کپک بزند
شعربوی نا بدهد
بخند
حتی اگر لبخند،تنها نقاب روی صورتت باشد
بخند
حتی اگر
سخنان مردان بزرگ تاریخ
سخنان مردان بزرگ تاریخ
وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود .
جکسون براون
شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم.
جبران خلیل جبران
اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید .
گوته
آن کسی که از رنج زندگی بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .
چینی
وقتی نانوا نان را با دقت و وسواس می پزد و به دست مشتری میدهد ، خدا با او در کنار تنور ایستاده است
کریستیان بوبن
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .
شکسپیر
استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی .
گوته
بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
فوخ
بردن ، همه چیز نیست ، اما تلاش برای بردن چرا .
لومباردی
اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند.
سقراط
عادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند .
شکسپیر
از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او ..............
گوته
ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو می گیرند .
( البته از دید اسپانیولی ها )
در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : " از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری"
براون
مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .
رومن رولان
جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست .
مارک تواین
آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است .
اسپنسر
هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است .
گالیله
با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود .
براون
نیاسائید ، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید .
گوته
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .
شکسپیر
لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست .
کریستیان بوبن
هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده .
براون
امید با مرگ هم به گور نمی رود .
شیلر
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین می برد .
دیل کارنگی
هر چه نور بیشتر باشد ، سایه عمیق تر است .
گوته
من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم .
کترینگ
برای آنکه عمر طولانی باشد ، باید آهسته زندگی کنیم .
سیسرون
• به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندانتان به یاد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید .
جکسون براون
هرکس باید روزانه یک آواز بشنود ، یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند .
گوته
تواضع بیجا آخرین حد تکبر است .
لابرویر
هیچکس بدبخت تراز کسی نیست که همیشه خوشبخت است .
هلندی
آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرین معمولی و پیش و پا افتاده اند .
گوته
در دعوا اولین مشت را بزن و محکم هم بزن .
جکسون براون
فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ ......
کریستیان بوبن
سعادت دیگران بخش مهمی از خوشیختی ماست .
رنان
با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی .
ژرژهربرت
با تقوی و خوبی میتوان سعادت آفرید .
زنون
برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد .
پلوتارک
حال من
سلام
حال من خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند
با این همه اگه عمری باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم،
که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم
تا یادم نرفته بنویسم:
دیشب در خوابم سال پر بارانی بود
خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم
دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد
اما دریغ که رفتن راز غریب این زندگیست
رفتی پیش از اینکه باران ببارد
میدانم دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است
انگار که تعبیر همه رفتن ها هرگز نیامدن است
بی پرده بگویمت:
میخواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،
بی قرارم، میخواهم بروم، میخواهم بمانم؟
هذیان میگویم! نمیدانم
نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد، بی کنایه وابهام
پس از تو مینویسم:
سلام
حال من خوب است
اما تو باور نکن!